سِرّ برجای ماندن ایران چیست؟ [یک نقطه مرموز در کل تاریخ ایران] از زنده یاد استاد محمد علی اسلامی ندوشن:
ایران، از سه هزار سال پیش بدین سو هیچ زمان نبوده است که در صحنهی تاریخ جهان حاضر نباشد. یک ملت چه قدر میتواند پست و بلند و افت و خیز و رنج و آزمون داشته باشد و باز بماند؟
از نفس بیفتد ولی از پا نیفتد؟ چون به حکم جغرافیا در قلب حوادث جهان بوده، از چهارسو فشار بر او وارد میشده، با این حال، از میدان به در نمیرفته.
از کاخ آپادانا تا خانه گِلی حافظ در شیراز، فاصله چندانی نیست؛ زمانی مُلک مرئی را در زیر سیطره خود داشته، زمانی مُلک معنی را.
یک نقطه مرموز در کل تاریخ ایران است و آن سِر برجای ماندن اوست. چگونه بوده که وقتی همه درها به رویش بسته مینموده است، باز دریچه نامنتظری باز میشده که او بتواند خود را از طریق آن برهاند؟ چنین مینماید که هرگاه لازم میشده، او ادامه حیات ایرانیش را به بهای گرانی میخریده..
این بها، << شکیبایی در مصائب>> بوده است.
بدینگونه، آنچه را که << مشی ایران>> میتوان خواند، به نیروی نو شدن و << باز آفرینی بر حسب مقتضیات >>تضمین میگردیده.
منظورم از باز آفرینی بر حسب مقتضیات آن است که اقتضای اوضاع و احوال جدیدی که عارض گردیده، پاس داشته شود، بیآنکه اصل مشی تغییر یابد.
اصل مشی ایرانی ماندن.
ظواهر تغییر میکرد ولی آن را مهم نمیدانست، پس از چندی و پس از یک انحنای مختصر، باز همان مسیر پیشین در پیش گرفته میشد.
تعداد مشاهده
(51)
نظرات
(0)